خرید بک لینک

درباره سایت

در مجاورت عشق

امکانات وب

از مرز خوابم می گذشتم،سایه تاریک یک نیلوفرروی همه این ویرانه فرو افتاده بود.کدامین باد بی پروادانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد ؟!در پس درهای شیشه ای رویاها،در مرداب بی ته آیینه ها،هر جا که من گوشه ای از خودم را مرده بودمیک نیلوفر روییده بود.گویی او لحظه لحظه در تهی من می ریختو من در صدای شکفتن اولحظه لحظه خودم را می مردم ... بام ایوان فرو می ریزدو ساقه نیلوفر برگرد همه ستون ها می پیچد .کدامین باد بی پروادانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد؟!نیلوفر رویید،ساقه اش از ته خواب شفافم سر کشید.من به رویا بودم،سیلاب بیداری رسید.چشمانم را در ویرانه خوابم گشودم:نیلوفر به همه زندگی ام پیچیده بود.در رگ هایش ، من بودم که می دویدم.هستی اش در من ریشه داشت،همه من بود.کدامین باد بی پروادانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد؟! #سهراب_سپهری

برچسب: نیلوفر بهبودی,نیلوفر,نیلوفر خرم نیک, نویسنده: ماهان کاظمی تاريخ: شنبه 29 آبان 1395 ساعت: 4:40

فردا صبح بیدار می شوم و فراموش می کنم بارها دوستت داشته ام کنار پنجره می ایستم به تماشای کودکانی که عادت دارند هرصبح، زنی سراغ «کوچه ی خوشبخت» را از آنان بگیرد و با لبخند های کوچکشان بگویند: «تماشای آسمان چشمان هیچ کس را آبی نخواهد کرد!» #لیلا_کردبچه

برچسب: آبی,آبی گرمترین رنگ است,آبیاری قطره ای, نویسنده: ماهان کاظمی تاريخ: شنبه 29 آبان 1395 ساعت: 4:40

سردیعنی توکه صدایت یخ می بندد بر رگ هایمبه وقت هایی که کسی را دوست داریکه من نیستم گرمیعنی توکه هر نگاهت داغ می شود بر دلمبرای بعد هابه وقت هایی که کسی را دوست داریکه منم آبیعنی تو که بر سرم می ریزیپاکاز ابرهای دلتنگِ سقف خانه ات که از خیابان فرار کرده اندبه جای هر غسلیبه جای هر بارانی خاکیعنی خاک بر سر لحظه هاییکه ما مال هم نیستیم! خلاصهخورشیدکتابکفشکلیدکلمههمه شان توییبه تنهایی! تنهایییعنی توکه نمی دانی بی منچقدر تنهایی! ... #مهدیه لطیفی

برچسب: یعنی تو,یعنی تو شاهین جمشید پور,توحید یعنی چه, نویسنده: ماهان کاظمی تاريخ: شنبه 29 آبان 1395 ساعت: 4:40

در تاریک ترین ساعات نیمه شب پاییزی، دارم به یکی از شگفت انگیز ترین اهنگ های اولافور گوش می کنم و اشک می ریزم ... خیلی حرفه یه اهنگ بی کلام چنان دیوانه وار روحت رو به هیجان بیاره و چنان در مقابل عظمتش احساس ضعف کنی که اشک از چشمات جاری بشه! من در مقابل این هنرمند سی ساله ی ایسلندی زانو می زنم! یه روحی، یه قدرتی، یه رازی توی وجود خودش و روح قطعه هاش هست که تا بی نهایت عمیق و بی انتهاست! ... #اولافور_ارنالدز

برچسب: اولافور ارنالدز, نویسنده: ماهان کاظمی تاريخ: شنبه 29 آبان 1395 ساعت: 4:40

فقط با سایه ی خودم خوب می توانم حرف بزنم ...اوست که مرا وادار به حرف زدن می کند!فقط او می تواند مرا بشناسد!او حتماً می فهمد ...می خواهم عصاره، نه، شراب تلخ زندگی خودم را چکه چکه در گلوی خشک سایه ام چکانیده به او بگویم:" ایــن زنـــــدگــــی ِ مـن اســت! " #صادق_هدایت

برچسب: لا به لای قصه ها,لا به لای خاطراتم,لا به لای نیزه و سنگ,لا به لای گل سرخ,لا به لای,پاییز آمد لا به لای درختان,دانلود آهنگ لا به لای گرگا,اهنگ لا به لای خاطراتم,دانلود آهنگ لا به لای خاطراتم, نویسنده: ماهان کاظمی تاريخ: دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت: 10:10

لطفا یکی بیاد منو از بیماری " لمس صفحه لپتاپ" نجاااات بده! ... یعنی اصلا نمی دونم چه صیغه ایه هی دستمو می کشم روی صفحه ... اونم نه یک بار دو بار، هییی دستمو می کشم ... وای همین الانم دارم انجام میدم :))) انگار این صفحه با نیروی نامرئی منو به خودش جذب می کنه! :))) مدام به خودم نهیب می زنم که: "نکن بچه، این صفحه اگه یه خش بهش افتاد لپتاپ رو باس بذاری دم در" اما تو گوشم نمیره که نمیره! عایا شما هم به این بیماری نادر دچارید؟! پلیز هلپ می! :)))

برچسب: هلپ دسک,هلپ دسک چیست,هلپ فارسی اتوکد,هلپ فارسی متلب,هلپ اسپورت,هلپ دسک دانا,هلپ آفتابه,هلپ متلب,هلپ گیم,هلپ کتیا, نویسنده: ماهان کاظمی تاريخ: دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت: 10:10

ﻣﻬﻢ ﻧﺴﺖ ﺍﻛﻨﻮﻥ ﺯﻧﺪ ﺍﻡ ﻮﻧﻪ می گذرد،
ﻋﺎﺷﻖ ﺁﻥ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗ ﻫﺴﺘﻢ ﻪ
ﺗﺼﺎﺩﻓ ﺍﺯ ﺫﻫﻨﻢ ﻋﺒﻮﺭ می کنند
ﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﻟﺒﺨﻨﺪﻡ می شوند ...

#پابلو_نرودا

برچسب: خاطرات,خاطرات یک,خاطرات آمپول زدن,خاطرات یک خون آشام,خاطرات تنبیه بدنی,خاطرات کودکی,خاطرات خون آشام,خاطرات شب جمعه,خاطرات شمال,خاطرات من, نویسنده: ماهان کاظمی تاريخ: يکشنبه 16 آبان 1395 ساعت: 22:59

دوستت دارم بی آنکه بدانم چطور،
کجا ، یا چه وقت ...؟!
چه آسان دوستت دارم،
بی هیچ غرور یا دشواری

" تو" را اینگونه دوست دارم
چون طریقی دیگر برایش نمی دانم ...
آن چنان به هم نزدیکیم که دست های تو بر گردنم
گویی دست های من است
و آن طور در هم تنیده ایم که
وقتی چشمانت را می بندی
من به خواب می روم ...

برچسب: دوستت دارم بی آنکه بدانم چطور, نویسنده: ماهان کاظمی تاريخ: يکشنبه 16 آبان 1395 ساعت: 22:59

دانه دانه بنفشه های وحشی را یک دسته می کردم عشق را چگونه می شود نوشت در گذر این لحظات پرشتاب شبانه که به غفلتِ آن سوال بی جواب گذشت دیگر حتی فرصت دروغ هم برایم باقی نمانده است وگرنه چشمانم را می بستم و به آوازی گوش می دادم که در آن دلی می خواند: من تو را، او را کسی را دوست می دارم ... #حسین_پناهی

برچسب: عشق را چگونه می شود نوشت, نویسنده: ماهان کاظمی تاريخ: يکشنبه 16 آبان 1395 ساعت: 16:37

خنده های تو دل ضربه های فراموش شده ی من است مجبور نیستی بخندی مجبور نیستی دلم را هر بار از جا بکنی ببین! خنده های تو مرا پرت می کند توی گردباد دوست داشتن ... من از این گردباد می ترسم بی زحمت نخند! لبخند هم نزن! اصلا چرا زل زده ای به دلهره های من!؟ خنده های تو بذر شعر است تو که شعرهای گره خورده به مرا نمی بینی ... نمی خوانی ... نمی دانی ... لبخند هایت را توی دامنم می ریزی که چه!؟ هر چه آتش است از گور همین شعرهاست! من نمی خواهم از نو شاعر شوم! بی زحمت نخند! #مهدیه_لطیفی

برچسب: خنده های تو,خنده های تو آرزوهای من اند,خنده های تو شعر,خنده های تو سامان جلیلی,خنده هاي تو,خنده های تو سامان,خنده های توام بیشتر بخند,خنده های تو فریب,خنده های تو سامان جلیلی دانلود,بیمار خنده های توام بیشتر بخند, نویسنده: ماهان کاظمی تاريخ: يکشنبه 16 آبان 1395 ساعت: 16:36

واژه هایت در قلب من دایره های سطح آب را مانندند! بوسهات بر لبانم،به پرنده ای در باد می ماند! چشمان سیاهم بر روشنای اندامت،فواره های جوشان در دل شب را یادآورند! #فدریکو_گارسیا_لورکا

برچسب: نویسنده: ماهان کاظمی تاريخ: يکشنبه 9 آبان 1395 ساعت: 0:20

حتی یک نفر در این دنیاشبیه تو نیست ...نه در نفس کشیدن،نه در نفس نفس نفس زدن،و نه از قشنگی نفس مرا بند آوردن! ... #عباس_معروفی

برچسب: هیچکس شبیه تو نیست,هیچکس شبیه تو نیست مهران اتش,وقتی که هیچکس شبیه تو نیست, نویسنده: ماهان کاظمی تاريخ: پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 17:06

تو بعد از کشف الکل، شاعرانه ترین کشف بشری من از سرودن تو مست می شوم ...! #کامران_رسول_زاده

برچسب: نویسنده: ماهان کاظمی تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 2:41

یا من مغلوبترین فاتح جهانم یا مرزهای تن تو دست نیافتنیست دارم عقبنشینی میکنم این یعنی عاشقت شدهام یعنی از اینجای شعر دستور دستور زبانِ توست ... کامران_رسول_زاده#

برچسب: فراسوی مرز های تنت,در فراسوی مرز های تنم,در فراسوی مرز های تنت, نویسنده: ماهان کاظمی تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 2:41

دلواپسم جز تو به چشم نمیاد اصن هرکسی رو که میبینم باز یاد تو میفتم همه کسم من دوست دارم به خدا قسم هر کسی رو که میبینم و یاد تو میفتم هر کی اومد جاتو بگیره من گفتم نه وقتی تو اینجایی وقتی با تو جفتم من دنیا ماله ما دوتاست وقتی تو اینجایی اینا واقعیه رویا نیست اون خنده ی نازت وابستم کرد انگاری از نگات معلومه چه حسی به من داری دیگه مثه ما دوتا هیچ جایه دنیا نیست اینا واقعیه رویا نیست روانی بهت مریضم بی هوا از رو غریزم اگه تو از من دورشی یه تنه شهرو بهم میریزم اسممو داد بزن بگو هنوز با منی حتی اگه ازم دورشی ازم دل نمی کنی روانی بهت مریضم، بهت مریضم بگو خوابم

برچسب: بهت مریضم اشوان, نویسنده: ماهان کاظمی تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 2:41

لعنتی من! امشب از اون شب هاست! شب های لعنتیِ جنون! دلم برات تنگ شده و این دل تنگی خوده مرگه! و تو ... لعنت به تو! ...

برچسب: دلم تنگته معین,دلم تنگته معین 320,دلم تنگته عشقم,دلم تنگته معین متن,دلم تنگته رفیق,دلم تنگته امام رضا,دلم تنگته مادر,دلم تنگته بی معرفت,دلم تنگته عکس,دلم تنگته خدا, نویسنده: ماهان کاظمی تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 2:41

محبوبم! دنیا ویرانه ی کوچکی ست ... ما یاد گرفته ایم که گریستن، بخشی از انسان است ... مثل درد؛ مثل زخم ها، مثل تنهایی! ما یاد گرفته ایم؛ بگرییم ... چرا که درد و تنهایی و زخم را نمی توان پنهان کرد چرا که "دوستت دارم" را نمی توان پنهان کرد و قلب های سرخ حتی از زیر پیراهن هایمان هم پیداست حالا تو ای رنج همیشگی ای صلابت وصف ناپذیر اندوه های پنهانی به من بگو اگر دوستت نداشته باشم چگونه زنده بمانم ...؟! که آیا انسان بی درد را می توان آدمی نامید؟! #حمید_جدیدی

برچسب: نویسنده: ماهان کاظمی تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 2:41

صفحه بندی